ایشیق 1
آذربایجان معلم‌لری و تحصیل مساله‌سی
ایشیق 2

آذربایجان قفه‌خانالاری

ایشیق 3

آذربایجان و مهاجرت مساله‌سی

ایشیق 4
آذربایجان توی‌لاری


نامه همدردی نوجوانان افغان برای کودکان آذربایجان[1]

نامه همدردی نوجوانان افغان عضو خانه کودک شوش ( از انجمن حمایت از حقوق کودکان ) برای کودکان آذربایجان

می دانیم حالا دیگر حتی ثانیه ها هم به سختی می گذرد ، می دانیم که شهر را غبار و خاک در آغوش گرفته و تو حیرانی، تو که تا دیروز به آرزوهایت می اندیشدی، حالا باید آن ها را از زیر آوار بیرون آوری و یا شاید هم برای همیشه دفن شان کنی.

می دانیم که امروز بار سنگین انتظار به دوشت است و چه واژه ی سنگینی ست انتظار… می دانیم، زیرا من وتو فرزند خاک نفرین شده ایم. نفرین به جنگ و زلزله ، گویا که تقدیر این است.

تو از زلزله متنفری و ما از جنگ، تو از دیوارهای خرده شده ی روی زمین متنفری و ما از بمب های آتشین، تو از خشم زمین و ما از باران ابرهای سیاه..

دوستان عزیزمان!

حالا که از شما برای شما می نویسیم بگذارید بگوییم که با تمام وجود دردهایتان را درک می کنیم گویا این درد در ما و شما کهنه شده و می شود زخم کهنه ای که تازگی آن همیشه پایدار است.

می دانیم امروز با چه مشکلاتی دست وپنجه نرم می کنید زیرا ما از نسل جنگ هستیم، جنگی که خشن است و خشونت می آموزد، بی روح است و فاصله ها را به وجود می آورد آن هم میان تو و هر آنچه ازآن توست، همانطور که زلزله در چند لحظه همه چیز را زیرو رو می کند و از تو می گیرد.

می بینید دردهایمان چقدر شبیه به یکدیگر است؟ اما زمانی فرا رسیده که ما باید با چشمانمان یکدیگر را در آغوش بگیریم، گرمی دل یکدیگر را لمس کنیم و روح و احساسمان را با یگدیگر تقسیم کنیم هر چند که کیلومترها با هم فاصله داشته باشیم و یا شاید هیچ وقت یکدیگر را ندیده باشیم. اما انسانیت ما و عشقی که در وجود هر یک از ما آشیانه ساخته است ما را در هر گوشه ای که باشیم بهم پیوند می دهد.

کودکان عزیز آذربایجان!

حالا که دنیا با نا مهربانی هایش ما کودکان را از آغاز زندگی در مقابل امتحان قرار می دهد ما دور هم جمع شده ایم تا به یکدیگر برای رشد کردنمان کمک کنیم ، تا به یکدیگر چیزی بیش از غذا بدهیم، به یکدیگر عشق و اطمینان بدهیم.

دور هم جمع شده ایم تا مرحمی باشیم برای قلب های شکسته یمان، جمع شده ایم تا با یکدیگر زمین نفرین شده مان را آباد کنیم، جمع شده ایم تا با هم به خاطر سهممان از زندگی بجنگیم و دست در دست هم مرزها را شکسته و فریادمان را به گوش همگان برسانیم.

جمع شده ایم تا ثابت کنیم که از همین راه دور شما را درک می کنیم و نمی گذاریم که این تنهایی بیش از این وجودتان را به تسخیر بکشد و تاب و توانتان را بگیرد.

گروهی از نوجوانان افغان عضو خانه کودک شوش

مهر ماه 1391


[1] این نامه توسط آنیتا صدیقی در مراسم « یادواره کودکان آذربایجان » قرائت شد. این یادواره توسط “انجمن حمایت از حقوق کودکان” در سالن دکتر هنرمند بیمارستان آتیه برگزار شده بود و در آن گروهی از شعرا و نویسندگان آذربایجانی و همچنین کمیته هماهنگی تهادهای ادبی مدنی آذربایجان برای کمک به زلزله‌زدگان قره‌داغ نیز شرکت کرده بودند. سایت ایشیق سعی خواهد کرد که متن سخنرانی‌های انجام شده در این یادواره را بتدریج تقدیم خوانندگان خود نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *