ایشیق 1
آذربایجان معلم‌لری و تحصیل مساله‌سی
ایشیق 2

آذربایجان قفه‌خانالاری

ایشیق 3

آذربایجان و مهاجرت مساله‌سی

ایشیق 4
آذربایجان توی‌لاری

Firooz-Refahi
درآمدی بر لهجه شناسی زبان تركی آذربایجانی
دوقتور فیروز رفاهی
فصل اول: 
تاریخچه پژوهش لهجه‌های تركی آذربایجانی

مطالعه و پژوهش لهجه های هر زبان مسلتزم بررسی های میدانی و تطبیقی آن لهجه میباشد. اصولا برای بررسی تصویر هر لهجه در وهله نخست وجود زبان معیار میباشد. زبان معیار تركی آذربایجانی از قرون پنجم هجری مورد استفاده بوده و در هر قرنی ویژگیهای معینی را درون خود پرورده است. اصولا زبان معیار از زمان استفاده از خط و كتابت به وجود می آید. این زبان به مورد و با توجه به شكل گیری سبك های گوناگون هر زبان غنی تر میشود. زبان معیار تركی آذربایجانی ابتدا در آفرینشهای ادبی خاستگاه خود را تثبیت كرد. در مراحل اولیه شكل گیری زبان معیار نثر و نظم ادبی نقش بسزایی داشته اند. سپس با قبول اسلام و لزوم آموزش دستورهای دینی و تاریخ دین سبك دینی با ویژگیهای لغوی و ساختاری خاص خود به سبك ادبی پیوست. در پی سبك دینی سبك علمی و ترجمه كتب از سایر زبانها باعث رونق بیشتر زبان معیار گشت. اوج شكوفایی زبان معیار تركی آذربایجانی از اوایل قرن نوزدهم و با اشغال بخشهایی از سرزمین ایران و جداسازی قسمتهای آذربایجان وقوع یافت. در آن زمان امپراطوری روسیه برای كنترل سرزمینهای اشغالی چاره بجز تربیت كادرهای ملی و آشنا به زبان و سنن محلی نداشت. لذا در شهرهای اشغال شده مثل گنجه ، نخجوان ، ایروان و تفلیس اقدام به ایجاد مراكز آموزشی به زبانهای بومی كرد. در این دوران تاترهای بومی ظهور یافتند و نمایشنامه نویسی به زبان تركی آذربایجانی برای نخستین بار در شهر تفلیس شكل گرفت. جالب است كه نخستین نمایشنامه نویس و بانی نمایشنامه نویسی در شرق یعنی میرزا فتحعلی آخوندزاده خود از مامورین عالیرتبه امپراطوری روس به حساب می آمد. این اتفاقات توجه معارف پروران و اندیشمندان داغستان ، آذربایجان و گرجستان را به خود جلب كرد. به تدریج مراكز علمی و روزنامه ها به زبانهای محلی تاسیس و فراگیر شدند. بدین ترتیب سبكهای رسانه ای به زبان معیار افزوده شدند. حتی كسانی مثل میرزا كاظم بیگ كه در یك خانواده ترك و در شهر رشت بدنیا آمده بود برای تدریس در آكادمی سن پطرزبورك به این شهر دعوت شدند. نخستین روزنامه ها به زبان تركی آذربایجانی به نام اكینچی ( كشاورز) توسط معارف پروران و اندیشمند آن دوران حسن بیگ زردابی در یكصد و هشتاد سال قبل منتشر شد. با نشر مجلات علمی و فنی و استفاده از زبان تركی آذربایجانی در مدارس عالی و دوایر دولتی زبان معیار تركی آذربایجانی به شكل امروزی آن پا به میدان گذاشت.

امروزه برای بررسی لهجه های مختلف تركی آذربایجانی حیطه استفاده و مقایسه آن با زبان معیار امری واجب میباشد. زبان معیار در دو شكل كتبی و شفاهی مورد استفاده میباشد. لیكن لهجه تنها به صورت شفاهی میتواند مورد استفاده قرارگیرد.

نخستین تلاشها برای بررسی لهجه های تركی آذربایجانی به شكل پراكنده در سالهای گذشته انجام گرفته است. میرزا كاظم بیگ (رشت 1802-1870 ) در سال 1839 در شهر غازان كتاب ”دستور زبان تركی-تاتاری“ را منتشر كرد. در این كتاب زمان حال ساده  لهجه های دربند و قوبا  در مقایسه با زبان معیار مورد بررسی قرار گرفته است[1]. بر اساس توضیحات میرزاكاظم بیگ پسوند دوم شخص مفرد زمان حال با ویژگیهای دوم شخص زمان حال لهجه زنجان و پسوند سوم شخص مفرد زمان حال با خصوصیات سوم شخص زمان حال در لهجه تبریز مطابقت مینماید. این اثر در محافل ترك شناسی آن زمان مورد توجه قرار گرفت و در سال 1848 توسط J.th. Zenker   تحت عنوان  Allgemeine Grammatik der türkisch-tatarischen Sprache  در شهر لایپزیك ترجمه و منتشر شد[2].

زبانشناس آلمانی كارل فوی (1856-1907) در سال 1903 و 1904 در شهر برلین در مجموعه  ”Mitteilungen des Seminars für Orietalische Sprachen “  طی دو مقاله تحت عنوان Azerbajganische Studien mit einer Charakteristik des Südtürrkischen  لهجه تبریز و اطراف آن را مورد پژوهش قرار میدهد[3].

سرایا شاپشال (1873-1961) پس از فارغ التحصیل شدن از مدرسه السنه شرقی سن پطربورگ به عنوان مترجم وارد وزارت امور خارجه شد و در سال 1901 برای یادگیری زبان های فارسی و تركی آذربایجانی به تبریز اعزام شد. وی مدتی در مدرسه لقامانیه تبریز بعنوان مدرس زبان روسی فعالیت كرد.  وی كه معلم خصوصی محمدعلی شاه بود بهمراه وی به تهران رفت. اثر وی به نام Proby literatury ludowej turkow z Azerbajdzanu perskiego كه در سال 1935 در شهر كراكوف به زبان لهستانی نگاشته شده است به بررسی لهجه های تركی آذربایجانی در ایران میپردازد و در واقع تكمیل كننده اثر میرزاكاظم بیك بشمار میرود[4].

آرمین وامبری (1832-1913) زبانشناس مجار پایه گذار ترك شناسی در مجارستان در سال 1862 به منظور مطالعه علمی به ایران سفر میكند. در تهران بهمراه زوار با نام رشیدافندی به سیاحت خود ادامه میدهد[5]. وی پس از مراجعت به مجارستان در سال 1877 كتاب  A török-tatar nyelvek etymologiai szotara را در بوداپست منتشر میكند و در پی آن در سال 1878 كتاب Etymologisches Wörterbuch der turko-tatarischen Sprachen را منتشر میكند. در كارهای وامبری به لهجه های تركی آذربایجانی در ایران اشارات بسیاری شده است. اثر دیگر وی به نام Die primitive Cultur des turko-tatarischen Volkes (Leipzig 1879) از طرف محافل ترك شناسی با استقبال بسیاری مواجه میشود.

دیگر زبانشناس مجار لایوش لیگئتی (1902-1978) در سال 1957 در مورد زبان افشارها تحقیق كرده است كه در مجموعه شرقشناسی آكادمی علوم مجارستان تحت عنوان  des Afchars d Afghnistan (AOH VII, p.109-156) Sur la langue  منتشر شده است.

آلكساندر راماسكویچ (1885-1942) پس از اتمام دانشگاه با تسلط به زبانهای فارسی، تركی، عربی در سال 1908 جهت تحقیق به ایران سفر میكند. وی سفر دوم خود در سالهای 1912-1915 را میان قشقاییان فارس سپری میكند كه حاصل آن كتاب ” ترانه های قشقایی“ است كه در سال 1925 منتشر میشود. عمده فعالیت  راماسكویچ در مورد لهجه قشقایی زبان تركی میباشد[6].

تادئوش كووالسكی (1889-1948) زبانشناس لهستانی الاصل فرانسوی نیز به لهجه تركی آذربایجانی توجه كرده و در سال 1926 در مقاله ای تحت عنوان Die altersten Erwahnungen der Türken in der arabischen literatur  و Les Turcs dans le Sah-name به لهجه تركی آذربایجانی در ایران اشاره میكند.كونتر یارینگ ترك شناس و دیپلمات سوئدی در سال 1945 به عنوان دبیر سفارت در تهران آغاز به فعالیت میكند. در دوران اقامتش در ایران به بررسی لهجه های زبان تركی آذربایجانی میپردازد[7].

ولادیمیر مینورسكی (1877-1966) زبانشناس روسی الاصل سالهای متمادی در ایران به عنوان دیپلمات فعالیت كرد. وی پس از انقلاب روسیه در ایران ماند و سپس به فرانسه مهاجرت كرد. مینورسكی با تسلط كافی به زبانهای فارسی، تركی و عربی تحقیقات مفصلی را در مورد این زبانها انجام داده است. وی در سال 1906 تحقیقات مفصلی در مورد زبان تركی خلجی در ایران انجام داد كه حاصل آن تحت عنوان The Turkish dialect of the Khalaj در سالهای 1940 و 1942 در ”بولتن مدرسه السنه شرق“ BSOS به چاپ رسید[8].  اثر قابل توجه دیگر وی “Anallu/Inallu” است كه در سال 1951 منتشر شده است[9].

گرهارد دورفر (1920) زبانشناس نامی آلمان نیز در زمینه لهجه های تركی آذری و سایر زبان های تركی در ایران تحقیقات مفصلی دارد. از نخستین كارهای وی میتوان به سلسله تالیفات وی تحت عنوان ”عناصر زبان تركی در فارسی امروزی اشاره كرد” Türkische Elemente im Neupersischen (Wiesbaden. 1965- 1967-1975). در مورد لهجه های تركی آذربایجانی دورفر ابتدا اقدام به جمع آوری و نشر كارهای تادئوش كووالسكی و سر اورل استاین تحت عنوان Sir Aurel Stein s Sprachaufzeichunggen im Aǽnallu- Dialekt aus Südpersien. Krakow 1937 كرد.  دورفر در مورد زبان تركی خلجی ایران تحقیقات جامعی دارد و كارهای وی هنوز هم منحصر به فرد هستند. وی از سال 1969 تاكنون بطور پیوسته ضمن سفرهای متعدد به ایران به جمع آوری و نشر مطالب علمی در مورد زبان خلجی پرداخته است. وی علاوه بر خلجی در مورد لهجه خراسانی زبان تركی و لهجه سونقوری تركی آذربایجانی نیز تحقیق كرده است از جمله كارهای وی میتوان به تالیفات زیر اشاره كرد:

 “Ein turkischer Dialekt aus der Gegend von Hamadan(AOH XXXVI, 1982, p/99-124)

و “Das Sonqor-Turkische”(StO 47,1977,p.43-55)

و “Das Chorasanturkische” (TDAY 1977, p.127-204)

“Chorasanturkisch aus dem Turkenkessel”(CAJ 36,1992,p.44-77)

در جدول زیر دورفر پسوند اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع را در زبانها و لهجه های گوناگون تركی موجود در ایران ارائه كرده است:

اول شخص مفرد

دوم شخص

مفرد

اول  شخص

جمع

دوم شخص

جمع

A

T.Türkçesi

تركی استانبولی

-Im

(batı Anadolu -In

-sIn

(-sIń,-Iń)

-Iz (-sIK,orta Anadolu –IK)

-sInIz (sIńIz, -IńIz, -sIz)

B

Azeri Türkçesi

تركی آذربایجانی

-Am

-sAń (-sAn)

_IK (-UK)

-sInIz (-sIńIz,-sIz,-sUz, Galugah –sUyz)

B`

Zencan

لهجه زنجان

-Am

-sAn᷃An

-IK

-sIz ᷃  -Iz

C

لهجه سونقر sonqor

-Am

-sA

-AK

-sIz

C`

خلجستان  شمالی Kuzey halacistan

-Am

-An (Ay)

-IK(-UK)

-Iz

D

Qazvin-Hamedan

لهجه قزوین-همدان

-Am

-An(-Ay)

-AK

-Iz

D`

Kaşkay vb.

لهجه قشقایی

-Am

-Ań (-An,-Ayń)

-AK

-AńIz (-AnIz,-AyńIz,-Ayz)

E

Batı ve Güney Horasan Türkçesi

-Am

-Ay )-Ań,-An)

-AK (-Ay)

-Ays (-AńIs)

E`

Güneydoğu Horasan T.

-Am

-Ay (-An)

-IK

-Is (-IyIs)

E`

Kuzey Horasan T.Özbekçe

-mAn

-sAn

-mIs (mIz)

-sIs (-sIz)

E`

Doğu Horasan T.=Karşı Özbekçe

-mAn

-sAn

-bIs

-sIs

F

Türkmence

-In

-sIń (–Iń)

-Is (-IK,sIK)

-sIńIz (-IńIz)

گرهارد دورفر در حال حاضر فعالترین زبانشناس اروپایی در مورد بررسی زبانهای تركی ایران میباشد. وی در یك سخنرانی در فرهنگستان زبان تركیه كه متن آن بعدها منتشر شد اعلام نمود كه در حدود 5000 صفحه دستنویس در مورد لهجه های تركی آذربایجانی ، خلجی و تركی خراسانی را گردآوری كرده است[10].

و. منتیه (V.Monteil) زبانشناس فرانسوی در سال 1956 طی مقاله ای تحت عنوان Sur le dialecte turc de l Azerbajdjan iranien لهجه های تركی آذربایجانی ایران را بررسی كرده است. یكی از كارهای نو در فرانسه تز دكتری سونل بوسنالی است كه در سال 2003 در دانشگاه پاریس 3 (سوربن جدید) تحت عنوان ”میراث ادبی، زبانشناسی ترك زبانان ایران-تحلیل زبانشناسی-اجتماعی“ ‘Patrimoine linguistique et litteraire turcophone de l’Iran: une etude sociolinguistique میباشد. این پایان نامه در سال 2007 به تركی استانبولی ترجمه و منتشر شده است[11].

كوئیچی هاندا ترك شناس ژاپنی در سال 1979 بهمراه علی گنجه لو به بررسی لهجه تبریزی پرداخته است. حاصل كار آنها كتاب “ Tabrizi Vocabulary an Azeri-Tutkish Dialect in Iran” است كه توسط موسسه مطالعات فرهنگ و زبانهای آسیا و آفریقا در توكیو منتشر شده است. در این اثر تحقیقی 1000 واژه لهجه تبریزی با ترجمه فارسی و انگلیسی را جمع آوری شده است[12].

در روسیه توجه به لهجه های زبان تركی آذربایجانی از سال 1918 یعنی زمان تاسیس جمهوری دمكراتیك آذربایجان كه در آن برای اولین بار زبان تركی آذربایجانی بعنوان زبان رسمی دولتی اعلام شد، آغاز گردید. البته این حكومت بیش از دو سال دوام نیاورد و با یورش ارتش سرخ در سال 1920 حكومت اذربایجان شوروی برقرار گردید. حكومت جدید كه تملایلات ملی و توجه به ملل تحت ستم در آن نمود اساسی داشت قادر نبود دستاوردهای حكومت دمكراتیك را لغو نماید ، لذا زبان تركی آذربایجانی مجددا زبان رسمی دولت آذربایجان شوروی اعلام گردید.

تحقیق و بررسی لهجه های زبان تركی آذربایجانی از سال 1924 توسط ”انجمن مطالعات آذربایجان“ آغاز گردید. در همان سالها آكادمیسین نیكلای آشمارین  بنا به دعوت دانشگاه دولتی آذربایجان و انجمن مطالعات آذربایجان اقدام به تدوین ”راهنمای گردآوری و بررسی لهجه های زبان تركی آذربایجانی“ كرد. بدین ترتیب كار گردآوری 60000 واژه در ”فرهنگ لهجه های تركی-آذربایجانی“ تا سال 1930 ادامه یافت. جلد نخست شامل حرف الف (1930) و جلد دوم حرف ب (1931) بلافاصله منتشر گردید. آشمارین بدنبال سفرهای متعدد به شهر شكی و جمع آوری مواد مورد نیاز در سال 1926 كتاب ” نگاهی كلی به لهجه مردم شهر شكی“ را منتشر كرد. این كار پایه و اساس مطالعات بعدی در گردآوری و تحقیق لهجه های گوناگون زبان تركی آذربایجانی قرار گرفت. در همان سالها اثر علمی ای.حسن اف تحت عنوان ”تصریف اسامی در لهجه گنجه “ منتشر گردید.

در سال 1933 با تاسیس شعبه آكادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی در آذربایجان كار مطالعه و اعزام گروه های كاری برای گردآوری و بررسی لهجه های شماخی و قوبا ( در سالهای 1933-1934) و لهجه زاقاتالا- قاخ (1935) آغاز گردید. در این سالها كار تحقیق در مورد لهجه آیروم  كه متكلمان آن در آذربایجان و ارمنستان ساكن بودند زیر نظر زباشناس شهیر بابازاده انجام شروع شد ، لیكن با درگذشت وی این كار ناتمام ماند.

در سالهای 1938-1940 كار گردآوری و بررسی لهجه باكو انجام گرفت كه نتیجه آن پایان نامه  لهجه شناس و زبانشناس شهیر محمد شیرعلی اف تحت عنوان ”لهجه باكو“ بود[13].

با تاسیس آكادمی علوم جمهوری آذربایجان شوروی در سال 1945 و شعبه لهجه شناسی انستیو زبانشناسی كار تحقیقات و اعزام گروه های علمی برای گردآوری مواد لهجه به این موسسه سپرده شد. نخستین گروه به شهر زاكاتالا و قاخ اعزام شدند كه گزارش كارهای آنها در سال 1945 و 1947 منتشر شدند.

از سال 1945 الی 1950 سه موسسه آكادمی علوم ، دانشگاه دولتی آذربایجان و انستیو تربیت مدرس كار مطالعه و بررسی لهجه ها را بطور مستقل ادامه دادند.

انستیتو زبانشناسی آكادمی علوم لهجه های صابرآباد، سالیان و اوغوز را پی گرفتند. نتیجه آن چاپ كتاب ” لهجه های گروه مغان“ بود كه در سال 1955 منتشر شد. دانشگاه نیز كار بر روی لهجه های شماخی ، آغسو ، مرزه ، اسماعیللی ، گوی چای را آغاز كرد. دانشگاه تربیت مدرس نیز لهجه های وارتاشن ، قوتقاشن را به عهده گرفت. از سال 1950 الی 1956 كار بررسی لهجه های گروه نخجوان آغاز شد. در پی آن كتاب حجیم ” لهجه ها و نیم لهجه های جمهوری خودمختار نخجوان“ در سال 1962 منتشر گردید.

در سالهای 1956 الی 1958 گروه های لهجه شناسی انستیتو زبانشناسی لهجه های آغستافا، كازاخ، تووز در جمهوری آذربایجان و مارنئولی در جمهوری گرجستان را مورد پژوهش قرار دادند. حاصل این كارها در كتاب ”لهجه ها و نیم لهجه های گروه غربی“ منتشر شد.

در سال 1955 لهجه های تركی آذربایجانی رایج در جمهوری ارمنستان شوروی موضوع تحقیق قرار گرفت و در نتیجه پایان نامه دكتری تحت عنوان ”لهجه های تركی آذربایجانی منطقه باساركئچر“ در ایروان منتشر شد.

در طول این سالها كتابهای درسی متعددی برای دانشجویان دانشگاهها و موسسات علمی تدوین شدند. از آنجمله ”لهجه شناسی زبان تركی آذربایجانی-بخش نخست“ 1942توسط محمد شیرعلی اف، ”لهجه شناسی زبان تركی آذربایجانی-بخش دوم“ 1943 و ” لهجه شناسی زبان تركی آذربایجانی“1958 تالیف آذر حسین اف را میتوان نام برد.

در دهه 60 كارتحقیق در مورد لهجه ادامه یافت و جنبه های خاص تر لهجه ها مورد توجه دانشوران قرار گرفت.

در قدم بعدی از سال 1958 كار جمع آوری و بررسی اطلس لهجه های تركی آذربایجانی مد نظر قرار گرفت. این اطلس ابتدا شامل 50 نقشه لهجه شناسی بود كه بعدا كار تكمیلی آن پایان یافته و اطلس لهجه شناسی جمهوری آذربایجان متشكل از 120 نقشه تدوین شده است.

پس از آن كار بر روی فرهنگ واژه های لهجه های تركی آذربایجانی مورد توجه موسسات تحقیقی قرار گرفته كه در سال 1964 حاصل آن نشر كتاب  ”فرهنگ واژگان رایج در لهجه های تركی آذربایجانی“ میباشد[14].

تحقیق در مورد لهجه های زبان تركی آذربایجانی در كشور تركیه نیز انجام گرفته است. باید اذعان كرد كه این كارها از نظر كمی بسیار ناچیز بوده و در حد تعداد انگشتان دست بیشتر نمیباشد. اگرچه بررسی گویش تركی آذربایجانی پیوسته مورد بررسی و تحقیق ترك شناسان تركیه بوده است ، ولی تحقیق در مورد لهجه ها گرایشی نو در موسسات علمی این كشور است. نخستین تلاش در این موضوع اثر علمی محرم ارگین به نام ”تركی آذری“ است كه در سال 1971 منتشر شده است. وی در مقدمه این كتاب مینویسد: ”تفاوت میان تركی آذربایجانی و تركی عثمانی در شاخه جنوب غربی در واقع تفاوت لهجه ای میباشد. و تفاوت در تلفظ ، آواها ، حالتهای صرف نمیباشد. لهجه های تركی آذربایجانی از نظر ارزش فولكلوریك به اندازه یك موسسه غنی و پربار است“[15]. محرم ارگین ضمن نشر اشعار شهریار و نظیره های آن زبان تركی آذری و لهجه های اشعار را مورد پژوهش قرار میدهد. از كارهای متاخرتر در این زمینه میتوان به تحقیقات فیلیز كرال در مورد لهجه تبریز ، تز دكتری طالب دوغان تحت عنوان ” لهجه های اورمیه“ سال 2010 در دانشگاه كیریك قلعه ، تز دكتری جهانگیر كارینی تحت عنوان ” لهجه های شهر اردبیل“ سال 2009 در دانشگاه قاضی، تز دكتری بیلگه خان آتسیز گوگداغ تحت عنوان ”لهجه سلماسی – بررسی زبان تركی آذربایجان جنوبی“ 2006 ،  تز فوق لیسانس محمد گئجه تحت عنوان ”لهجه سراب“ 1988 در دانشگاه قاضی ، تز دكتری گلجهان پهلون تحت عنوان ” لهجه تركی شهربهار در استان همدان“ 2012 و مقالات منتشره توسط این محققین اشاره كرد. اشكال عمده در بررسیهای لهجه شناسی در كشور تركیه كم توجهی به زبان معیار تركی آذربایجانی و توجه بیشتر در بررسی تطبیقی لهجه ها به زبان معیار تركی استانبولی میباشد. همین امر باعث شده است تا در برخی موارد بحثهای مربوط به دستورزبان تاریخی و لهجه شناسی تاریخی و زبان معاصر درهم آمیزد.

در آلمان ابتدا در دانشگاه كوتینكن مقدم تز دكتری خود را تحت عنوان ”گویش وفس و آشتیان و تفرش“ را دفاع نمود كه در آن به گویش خلجی زبانهای تركی ایران پرداخته است[16] . منوچهر امیرپوراهرنجانی تز دكتری ” لهجه سلماس“ و در سالهای اخیر نیز پایان نامه فارغ التحصیلی ایشیق سونمز در شهر گوتینگن ” Untersuchungen zu den Aserbaidschanischen Dialekten von Qaradağ, Mugan, Zäncan در سال 1998 به بررسی لهجه های مغان قره داغ و زنجان پرداخته است.

تحقیق پیرامون لهجه های زبان تركی آذربایجانی در ایران كه مسكن و ماوای تاریخی آنان است در پیش از انقلاب اسلامی به بوته فراموشی سپرده شده بود. تاكنون در این مورد كار قابل توجهی مشاهده نشده است. تها در یك مورد در دانشگاه تهران در سال 1345 ساختمان افعال زبان تركی (بدون تفكیك زبان معیار و لهجه) بررسی و خاص آن در دانشگاه تهران منتشر شده است[17].

در سالهای اخیر مرحوم دكتر بهزاد بهزادی در مجموعه ”زبان و ادبیات مردمی “ كه به صورت ضمیمه به فصلنامه ”آذری “ منتشر میشد در مقاله ای به بررسی ”لهجه آستارا“ پرداخته است. در همین فصلنامه مقاله تحقیقی محمدرضا رزاقي    در مورد ”لهجه زنجان“ نیز كاری درخور تقدیر است.  لازم به ذكر است كه مقالات متعددی به صورت پراكنده و غیرسیستماتیك در مورد واژگان لهجه های مختلف انجام گرفته است. مرحوم حسن گیوی نیز در كتاب ” دستور تطبیقی زبان فارسی و تركی آذربایجانی“ با توجه به عدم احاطه به زبان معیار نگاهی به لهجه مادری خود یعنی روستای گیوی-خلخال داشته و در كار وی رگه های لهجه خلخالی ناخودآگاه ارائه شده است.

علاوه بر اینها باتوجه به علاقه دانش پژوهان جوان ترك ایرانی به زبان بومی خود در سالهای اخیر پایان نامه هایی در مورد لهجه های گوناگون زبان تركی آذربایجانی را میتوان مشاهده كرد. جهت اطلاع علاقمندان بخشی از اینكارها در زیر ارائه میگردد:

1- ایزدی ، محمد سعید (1387) . مطالعه ، بررسی و توصیف زبانشناختی گویش ترکی سنقری .کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی، دانشگاه شیراز.

2- ترابی ، محمدعلی (1361) . جنبه های اجتماعی دو زبانگی در آذربایجان (بحثی در زبان شناسی گویشی) . به راهنمایی دکتر علی اشرف صادقی ، رساله دکتری زبان شناسی همگانی ، دانشگاه تهران

3- جعفری ، محمد علی (1382) . بررسی ساختمان فعل در گویش ترکی رزن . به راهنمایی دکتر سعید عریان ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

 4- جعفری بنی اردلان ، محمد (1374) . بررسی ساختمان صرفی اجزاء کلام در گویش ترکی بهار (همدان) و مقایسه آن با زبان ترکی آذری . به راهنمایی دکتر مصطفی عاصی ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی .

5- جهاندیده ، حمیدرضا (1377) . بررسی گویش ترکی قشقایی . به راهنمایی دکتر لطف الله یار محمدی ، کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی ، دانشگاه شیراز

6- حاجیلو ، تقی ( 1381) . توصیف جملات ساده ترکی زنجانی بر اساس مدل چیف . کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه شیراز

7-  خلیل زاده ، امیر (1379) . تجزیه و تحلیل فرایندهای واجی در نظام واکه ای گویش سلماس بر اساس نظریه واج شناسی زایشی . به راهنمایی دکتر علی افخمی ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه تهران

 8- رستگار مندجین ، لیلا (1383) . نظام آوایی ترکی روستای مندجین: رویکردی زایشی و پسا زایشی . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ی زبان شناسی همگانی ،ارائه شده به گروه زبان شناسی دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی

9- رضی نژاد ، محمد (1381) . واجشناسی گویشی ترکی مشکین شهر بر پایه نظریه خود واحد . به راهنمایی دکتر محمود بی جن خان ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

10-  شریفی بهلولی ، محمد (1376) . بررسی مقابله ای معناشناختی زمانها در انکلیسی و ترکی قشقایی . پایان نامه فارسی ، دانشگاه تهران.

11- شفی زاده ، ثریا (1382) . مقایسه دو گونه ترکی میانه و تبریز از لحاظ آوایی و واژگانی . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ی زبان شناسی همگانی ، ارائه شده به گروه زبان شناسی دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

12- صادقی نیارکی ، عبدالله (1375) . وندهای تصریفی و اشتقاقی زبان ترکی با تکیه بر گویش نیارکی . به راهنمایی دکتر مصطفی عاصی ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

13- فتاحی ، ارشد (1375) . مقایسه نظام آوایی گویش تبریز با خلخال . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ی زبان شناسی همگانی ،ارائه شده به گروه زبان شناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه علامه طباطبائی

14- فرهمند ، احمد (1385) . تفکیک زبان شهرنشینان دشت مغان براساس لایه های اجتماعی و تعیین زبان وجهه دار آذری . به راهنمایی دکتر امید طبیب زاده ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه بوعلی سینای همدان

15- فیاضی ، علی (1375) . بررسی گویش ترکی قره بلاغی . پایان نامه فارسی ، دانشگاه شیراز.

16- محجوبی ، شهزاد ( ) . بررسی مقایسه ای واژگان در لهجه های ترکی آذری خلخال

17- مرادی ، بهمن (1380). مقایسه لهجه نقده با لهجه تبریز (دو گونه ترکی آذری). به راهنمایی دکتر ایران کلباسی، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی .

18- مرسلوئی ، سیمین (1386). بررسی شبکه فرایندهای واجی مرتبط با ساختارهای تصریفی فعل در ترکی آذربایجانی گویش میانه. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته ی زبان شناسی همگانی ،ارائه شده به دانشکده ادبیات دانشگاه الزهرا .

19- مظلومی ، علیرضا (1379). مقایسه آوایی و واژگانی گونه های ترکی چایپاره و تبریز . به راهنمایی دکتر یدالله ثمره ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی

20- ناصر مهارلویی ، مهرنگار (1379) . بررسی گویش مهارلویی . به راهنمایی دکتر منصور فهیم ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی.

21- وزین پور ، نادر (1345) . بررسی صرف افعال در زبان ترکی آذری . رساله دکتری رشته زبان شناسی ، دانشگاه تهران

22- هاشمی بنی ، رضا (1379) . توصیف زبان شناختی گویش ترکی بن . به راهنمایی دکتر سعید کتابی ، کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی ، دانشگاه اصفهان .


[1]. М.А.Каземь Бек , Грамматика турецко-татарского языка, Казань,1893

( میرزا كاظم بیگ زمان حال ساده را اینگونه تصریف كرده است: سئویرم-سئویرن-سئیویری-سئویریك-سئویرسیز-سئویرلر)

[2]. Hasan Eren, Türklük Bilimi sözlüğü, 1-Yabancı türkologlar,Ankara ,1999, s.189

[3] .Hasan Eren, yenə orada, s.158

[4]. Memoires de la Commission Orientaliste No.18,Krakoü ,1935,Xİİİ, ص100

[5] . برای اطلاعات بیشتر به كتاب ”سیاحتنامه درویش دروغین“ مراجعه كنید.

[6] .H.Eren, yenə orada, ص.286 (www.orientalstudies.ru )

[7].Turcica et Orientalia. Studies in honur of Gunnar Jarring on his eightieth birthday 12 Oct. 1987, p.204

[8]. BSOS, X/2, 1940-1942, p.417-437

[9]. Rocznik Orientalistyczny, XVII, 1951. p.1-11

[10] . 23 Kasim 1987 günü Türk Dil Kurumunda yapilan konuşma. Türk Dili, TDK Yay., Sayi: 431, Kasim 198-

[11] .Sonel Bosnalı, İran Azerbaycan Türkçesi / Toplumdilbilimsel Bir İnceleme,kebikeç yayınları,İstanbul,2007

[12] .Koichi Haneda,Ali Ganjelu,Tabrizi Vocabulary an Azeri-Turkish Dialect in Iran, Institute for the study of languages and cultures of Asia and Afica,Tokyo,1979

[13] .M.Ş.Şirəliyev. Bakı dialekti,  Bakı, 1949

[14] . Şirəliyev.M., 40 ildə Azərbaycan dilçiliyinin inkişafı- Elm 40 ildə,Bakı, AEA, 1960

[15] .Prof.Dr.Muharrem Ergin, Azeri Türkçesi, Edebiyat Fakültesi Basımevi, İstanbul,1981,s.9

[16] .G. Doerfer, İranda Türkler,- Türk Dili, TDK yayınları, sayı 431, 1978

[17] . وزین پور ، نادر (1345) . بررسی صرف افعال در زبان ترکی آذری . رساله دکتری رشته زبان شناسی ، دانشگاه تهران

یک پاسخ

  1. با سلام
    از درج این مقاله علمی درباره لهجه شناسی تشکر می کنم. یک اشتباه فاحش در این مقاله وجود دارد که یادآوری می کنم. نوشته شده است که «در همین فصلنامه مقاله تحقیقی محمدرضا رزاقی در مورد ”لهجه زنجان“ نیز کاری درخور تقدیر است. » نام محمدرضا نادرست است و صحیح آن مصطفی رزاقی است. خواهش می کنم اصلاح کنید تا افراد ارجاع دهنده نیز دچار اشتباه نشوند.
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *