ایشیق 1
آذربایجان معلم‌لری و تحصیل مساله‌سی
ایشیق 2

آذربایجان قفه‌خانالاری

ایشیق 3

آذربایجان و مهاجرت مساله‌سی

ایشیق 4
آذربایجان توی‌لاری

Firooz-Refahi
درآمدی بر لهجه‌شناسی زبان ترکی آذربایجانی– فصل پنجم: فرایندهای آوایی
دکتر فیروز رفاهی 

تغییرات آوایی در اثر همنشینی از مباحثی است كه در زبانشناسی همگانی به آن توجه میشود. در آنجا تحت عنوان فرایندهای آوایی به رخدادهای متفاوت در آواشناختی میپردازند. در زبانشناسی همگانی تبدیل آواها را به دو دسته تغییرات اتفاقی[1] و تغییرات قانونمند[2] تقسیم میكنند. در نوع تغییرات اتفاقی سبب تغییر دقیقا روشن نمیشود مانند تغییر صوت ”ن+ب“ به ”م“ در واژه شنبه (شمبه) و پنبه (پمبه) ، لیكن دلایل تغییرات قانونمند از نظر قوانین زبانشناسی روشن میباشند.
در آواشناسی لهجه های زبان تركی آذربایجانی تغییرات آوایی از جمله همگونی (assimilation)، ناهمگونی (dissimilation) ، اضافه شدن صدا(prothesis) ، حذف صدا ، قلب شدن (methathesis) ، ابدال آواها و سایر در مبحث فرایندهای آوایی بررسی و توصیف میشوند.
فرایندهای آوایی عمدتا در گفتار شفاهی و لهجه مشاهده میشوند. برخی از تغییرات در واژه هاي دخيل باهمان شكل تغییر یافته به زبان معیار نفوذ كرده و جزیئ از زبان معیار شده اند. مانند كلمه پامبوق (پنبه) و آمبار (انبار) كه در زبان منبع بصورت پنبه حفظ شده است.
تاثیرات آواها بر یكدیگر در لهجه های تركی آذربایجانی تفاوت لهجه با زبان معیار و روند تاریخی تغییرات زبان را نشان میدهند. مقایسه این فرایندها با سایر زبانهای تركی نتایج دقیقی را برای بررسی زبانشناختی فراهم میكند.
فرایندهای آوایی قانونمند در لهجه های زبان تركی آذربایجانی به انواع زیر تقسیم میشوند:
– ابدال conversion
– هماهنگی harmony
– عدم هماهنگی
– اضافه شدن prothesis
– حذف ellipsis
– حذف هجاهاsyllabic ellipsis
– همگونی assimilation
– ناهمگونی dissimilation
– قلب metathesis
– تشدید gemination
ابدال آواها
تغییرات آواها آن نوع فرایندهاتی است كه پیوسته توسط گویشوران برای راحتتر بیان كردن واژه اتفاق میفتد. همانطور كه اندامهای صوتی در ایجاد آوا نقش اساسی را دارند ، خروج از یك حالت و وارد شدن به حالت دیگر برای اندامها ایجاد مشكل كرده و خودبخود باعث تغییراتی در آواها میشود. ابدال آواها در لهجه های زبان تركی به دو گروه عمده تقسیم میشوند: گروه نخست واكه ها ؛ و گروه دیگرهمخوانها.
1- ابدال در واكه ها:
واكه های زبان تركی آذربایجانی را از نظر نقش اندامهای گفتاری در تولید ، محل شكل گیری و حالت آنها به چند دسته تقسیم میكنند. واكه ها از نظر حركت افقی زبان نوع پیشین (e-ə-i-ö-ü) و پسین (a-ı-o-u) از نظر حركت عمودی زبان به نوع باز(a-ə-o-ö) و بسته (ı-i-u-ü) و از نظر فعالیت لبها در تولید آنها به نوع لبی (u-ö-o-ö) و غیرلبی (a-ə-ı-i) تقسیم میكنند. در زبان معیار تركی آذربایجانی قانونمندیهایی برای توالی واكه ها وجود دارد و تخطی از این توالی امكانپذیر نیست. لیكن لهجه ها ازین قانونمندیها بری هستند و چندان ملزم به رعایت توالی مورد نظر در زبان معیار نمیباشند. تغییرات واكه ها در لهجه های تركی آذربایجانی به شرح زیر واقع میشود:
ابدال واكه های پسین به واكه های پیشین:
ابدال آ > به أ a>ə : در اكثر لهجه های تركی آذربایجانی به این فرایند در ابتدا، و میان واژه برمیخوریم. مانند: خلچهxəlçə > خالچا (قالیچه)، قیترqəytər > قایتار(برگردان) ، قردشqərdəş >قارداش(برادر) ، أیاخ əyax >آیاق(پا) ، قیقناخqəqənax >قایقاناق(كاچی) ، بشماخbəşmax > باشماق(كفش) ، أخشمəxşəm > آخشام (شب).
ابدال اٸ > به ای ı>i : این فرایند در برخی از لهجه ها در اكثر موارد در انتهای واحد آوایی رخ میدهد. در لهجه های مغان و تبریز بیشتر واقع میشود. پیچاقbiçaq (چاقو)> بیچاق ، قیزیلqizil (سرخ) >قیزیل، چیراغçirağ (چراغ) >چیراغ ، قیزدیرما qizdirma (تب) >قیزدیرما ، قیرمیزیqirmizi (قرمز) >قیرمیزی، یۇخاریyuxari (بالا) > یۇخاری، قاپیqapi (درب) >قاپی ، ساری sari (زرد) >ساری ،قیرقی qirqi (قرقی) >قیرقی، یاشیل yaşil (سبز) >یاشیل ، یاخچیyaxçi (خوب) > یاخشی ، آلتیalti (شش) >آلتی.
ابدال اۇ > به اﯚ u >ü : فرایندی است قلیل . اكثر در ابتدای واحد آوایی قبل و بعد از آوای دندانی وقوع می یابد. مانند: آرمـﯚتarmüt (گلابی) >آرمۇت ، هیندﯚشكاhindüşka (بوقلمون) > هیندۇشكا.
ابدال او> به اﯚ o>ö : این فرایند نیز در لهجه چندان فراگیر نیست. در اغلب مواقع در هجای نخستین واحد آوایی قبل از همخوان (ی) و (ر) واقع میشود.مانند: تؤیۇخtöyux (مرغ) >تویۇخ ، اؤیۇنöyun (آنروز) >او گۇن ، جؤرابcörab (جوراب) >جوراب.
ابدال واكه های پیشین به واكه های پسین:
ابدال أ > به آ ə>a : در اغلب لهجه ها دیده میشود بویژه در گروه غربی. لیكن در سایر گروه ها و از جمله در كلمات دخیل فارسی و عربی نیز مشاهده میشود. مانند: تۇشمانtuşman (دشمن) >دۇشمن، حایاطhayat (حیاط) >حیط، خاوار xavar (خبر) >خبر،هالاك halak (هلاك)> هلاك، چۇراقçuraq (نان) >چورك، یئقا yeqa (بزرگ)> یئگه ، مارمارmarmar (مرمر)> مرمر،دارسdars (درس) > درس.
ابدال ای > به ای i>ı : در اغلب لهجه ها دیده میشود بویژه در گروه غربی. لیكن در سایر گروه ها نیز مشاهده میشود.این فرایند اغلب در قبل و بعد از همخوانهای انسدادی (ل-م-ر) مشاهده میشود مانند: ایلدیریم ildırım(رعدوبرق) >ایلدیریم، ایلدیزildız (ستاره) >اولدوز
ابدال اﯚ > به او ö>o: فرایند نادری است و اغلب در هجای نخست واژه مشاهده میشود. مانند: تولاtola (طویله) >تؤیله، گوراgora (برای) > گؤره، كوماخچی komaxçı (دستیار)> كؤمكچی، كونولkonul (دل) >كؤنول ، گوگرچین gogərçin (كبوتر) >گؤگرچین، خورك`xoraķ (خوراك) >خؤرك ، پورتماخ portmax (تركیدن)> پؤرتمك.
ابدال اﯚ > به اۇ ü>u: این فرایند در لهجه های تركی آذربایجانی چندان رایج نیست. اغلب در گروه غربی و در كلمات دخیل فارسی و عربی بیشتر مشاهده میشود.مانند: اۇچuç >اﯚچ(سه)، دۇغۇduğu >دﯚیـﯚ(برنج) ، بۇتاو butav >بـﯚتؤو(تمام)، جۇماcuma cümə >جـﯚمأ(جمعه) ، قۇوواquvva >قـﯚوه (قوه) ، ظۇلۇمzulum >ظﯚلـﯚم(ظلم) ، سۇتۇنsutun > سـﯚتۇن (ستون).
ابدال ای> به ای i>ı: این فرایند در لهجه های تركی آذربایجانی چندان رایج نیست. بیشتر مواقع در قبل و بعد از همخوانهای (ل-م-ر) مشاهده میشود. در كلمات دخیل فارسی و عربی نیز مشاهده میشود.مانند: ایشیخışıx >ایشیق(نور)، ایلخی ılxı >ایلخی (گله)، قیماتqıymat >قیمت (قیمت)، سیچانsıçan > سیچان (موش)، چاینیخçaynıx >چاینیك (قوری)، میثقالmısqal >میثقال (مثقال)، میشارmışar > میشار(اره).
ابدال واكه های دولبی به غیرلبی :
ابدال او > به آ o>a : این فرایند بیشتر در گروه جنوبی مشاهده میشود ، لیكن در گروه غربی نیز كم و بیش دیده شده است. این فرایند با حذف همخوان (و) وقوع پیدا میكند.مانند: آوجی >avcı اووچۇ(شكارچی)، قاویرما >qavırma قووۇرما (سرخ كردنی)، قاوین >qavın قووۇن(خربزه)، قاهام >qaham قوهۇم( قوم)، پیلاو pilav > پیلوو(پلو)، داوشان >davşan دوشان(خرگوش)، ناوریز >navrız نوورۇز (نوروز)، تاووقtavuq > تویوق (مرغ) ، ساووق savuq >سویوق (سرد).
ابدال اؤ > به أ ö>ə : فرایند بیشتر در گروه جنوبی مشاهده میشود ، لیكن در گروه غربی (لهجه جبراییل) نیز دیده میشود. این فرایند با حذف همخوان (و) وقوع پیدا میكند. مانند: أولاد əvlad >اؤولاد(فرزند)، كوشنkəvşən >كؤوشن(ماوا)، حوصله həvsələ >حؤوصله(حوصله) ، دویرdəvir >دؤوور(دور).
ابدال اۇ > به ای u>ı : این فرایند در لهجه های گروه شرقی رایجتر است، لیكن در گروه جنوبی و شمالی نیز مشاهده میشود. مانند: بیغداbığda (گندم) >بۇغدا، بیرینbırın (بینی) >بۇرۇن، پیلpıl (پول) >پۇل، ایشاغışağ (كودك) >اۇشاق، اوتیزotız (سی) >اوتۇز، تیرپtırp (ترب) >تۇرپ ، بیغ >bığ بوغ (سبیل).
ابدال اۇ > به آ u>a : این فرایند نادر بصورت محدود در زیرلهجه های لهجه باكو مشاهده شده است.مانند: قۇرادیquradı (خشك شد) >قۇرۇدی، اوخار oxap (میخواند) >اوخۇر.
ابدال اۇ > به ای u>i : این فرایند در لهجه های گروه شرقی رایجتر است لیكن در گروه جنوبی و شمالی نیز مشاهده میشود.مانند: قۇریquri (خشك) >قۇرۇ، دۇریduri (مایع) >دۇرۇ، قوشیqo:şi (همسایه) >قونشۇ، بیغbığ (سبیل) >بۇغ، ایلدیزildiz (ستاره) >اۇلدۇز،، ایشاخişax (كودك) > اۇشاق ایزینبۇغاز izinbuğaz (چكمه) >اۇزۇنبۇغاز ،
ابدال اﯚ > به ای ü>i : این فرایند بیشتر در گروه شرقی مشاهده میشود و در سایر گروه ها كمتر مشاهده میشود. اغلب در انتهای واژه وقوع میپیوندد. اغلب قبل از همخوان (ل-ر) پیش میاید. مانند: تـﯚسسیtüssi (دود) >تـﯚسسـﯚ، بیلبیلbilbil (بلبل) >بـﯚلبـﯚل، كؤرپیkörpi (پل) >كؤرپـﯚ، دﯚگیdügi (برنج) >دﯚگـﯚ، تیكانtikan (مغازه) >دﯚكان ، كؤمیرkömir (ذغال) >كؤمـﯚر.
ابدال واكه های غیرلبی به لبی :
ابدال آ > به او a>o : این فرایند كم و بیش در اغلب لهجه های زبان تركی آذربایجانی مشاهده میشود. به نظر زبانشناسان علت لبی شدن وجود همخوانهای لبي (ب-و-پ-م) قبل و بعد از واكه میباشد. مانند: بوباboba (پدر) >بابا، دوواdova (دارو) >داوا، بورماغbormağ (انگشت) >بارماق، دوبانdoban (پاشنه) > دابان، پوپاغpopağ (كلاه) >پاپاغ، هوواhova (هوا) >هاوا، یوخۇنyoxun (نزدیك) >یاخین، یوواشyovaş (آهسته) >یاواش، اومبارombar (انبار) >آمبار، لوواشlovaş (نان لواش) >لاواش.
ابدال ای > به اۇ a>u :این فرایند چندان رایج نمیباشد و در چند زیر لهجه گروه غربی مشاهده میشود. مانند: یوواشyuvaş (یواش) >یاواش، جووانcuvan (جوان) > جاوان، توآ tua (تابه) > تاوا.
ابدال ائـ > به اؤ e>ö : این فرایند بیشتر در گروه شرقی وجود دارد، لیكن در سایر لهجه ها نیر قبل از همخوان (و-ی) مشاهده میشود.مثل: اؤö (خانه) >ائو، اؤلنیفölənif (یادگرفته است) >اؤیرنیب، دؤیـﯚل//دؤگولdöyül//dögül (نیست) >دئییل ، سؤمگsöməg (دوست داشتن) >سئومك، چؤچلهçöçələ (انگشت) >چئچله .
ابدال أ > به اؤ ə>ö : این فرایند نیز در گروه شرقی رایجتر است، لیكن در سایر لهجه ها نیر قبل از همخوان (و-ی) مشاهده میشود.مثل: دؤوهdövə (شتر) >دوه ، نؤوهnövə (نوه) >نوه، هؤوسhövəs (هوس) >هوس، نؤشـﯚنnöşün (چرا) > نه اﯚچـﯚن، بدنؤﯚسbədnöüs (بدنفس) >بدنـﯚس.
ابدال أ > به اﯚ ə> ü : این فرایند خاص گروه شرقی است. مثل: نـﯚهnüə (نوه) > نوه، كـﯚأرküər (اسب گهر)>گهر ، چـﯚپرçüpər (پرچین) > چپر، دﯚوه// دﯚه düvə //düə (شتر) > دوه.
ابدال ای > به اۇ ı>u : این فرایند در گروه شرقی و در هجای آخری مشاهده میشود. در سایر لهجه ها هم كم و بیش قبل از همخوانهای(م-ن-ب-ت-ل-ر-ش-خ-غ) دیده میشود.مثل: پامبۇقpambuq (پنبه) >پامبیق، قارپۇزqarpuz (خربزه) >قارپیز، قاتۇغqatuğ (ماست) >قاتیق، یاغۇشyağuş (باران) >یاغیش، خاتۇنxatun (خانم) >خاتین، پۇچاقpuçaq (چاقو) >پیچاق، قارشۇqarşu (روبرو) >قارشی، یالقۇزyalquz (تنها) >یالقیز، صاندۇقsanduq (صندوق) >صاندیق، چالغۇچیçalğuçi (نوازند) >چالغیچی، آغۇرağur (سنگین) >آغیر.
ابدال ای > به اﯚ i>ü : این فرایند بیشتر در گروه جنوبی دیده میشود. در كلمات دخیل نیز به این فرایند برمیخوریم. در سایر لهجه ها نادر است. مثل: سـﯚزsüz (شما) >سیز، بـﯚلـﯚرمbülürəm (میدانم) >بیلیرم ، پـﯚشـﯚقpüşüq (گربه) > پیشیك، بـﯚوﯚbüvü (بی بی) > بی بی ، چـﯚمـﯚزدﯚرçümüzdür (بشورش) >چیمیزدیر، چرچـﯚوهçərçüvə (چهارچوب) >چرچیوه، نرگـﯚزnərgüz (نرگس) >نرگیز، صـﯚفتsüfət (چهره) >صیفت، شكـﯚلşəkül (شكل) >شكیل، جـﯚوcüv (جیب) >جیو.
ابدال واكه های باز به واكه های بسته :
ابدال آ> به ای a>ı : این فرایند در گروه غربی مشاهده میشود. اغلب در پسوندهایی كه با همخوان(ی)شروع میشوند دیده میشود و در بن واژه كمتر روی میدهد.مثل: جیناقcıynaq (پنجه) >جایناق، سیرماشیخsırmaşıx (پیچك) >سارماشیق، قییناقqıynaq (منبع) >قایناق، قالییاخqalıyax (رویهم انباشته كنیم) >قالایاق، سیماوارsımavar (سماور) >ساماوار، یامییرyamıyır (وصله میكند) >یاماییر، یاوییاyavıya (به یابو) >یابایا، باشدییامbaşdıyam (شروع كنم)باشلایام.
ابدال آ > به ائـ a>e : این فرایند در لهجه های تركی آذربایجانی خاص گروه شمالی و شرقی است و در اثر تاثیر همخوان (ی) در میانه واژه پیش می آید.مثل: قئییشqeyiş (كمربند) >قاییش، قئیماقqeymaq (كره) >قایماق، قئین آتاqeynata (پدرزن) >قایین آتا، یئیلاخyeylax (ییلاق) >یایلاق، یئشyeş (سن) >یاش، بیرئز birez (كمی) >بیرآز، آلمئییalmeyi (سیب را) >آلمانی، دانئییdaneyi (گوساله را) >دانانی.
ابدال آ > به ای a> i : این فرایند بیشتر در آندسته از لهجه ها كه هماهنگی واكه را رعایت نمیكنند مشاهده میشود. در میانه و انتهای واژه در اثر تاثیر همخوان(ی) بیشتر وقوع مییابد.مثال: دییانdiyan (صبركن) >دایان، بیرامbiram (عید) >بایرام، سیماوارsimavar (سماور) >ساماوار، ایستیكانistikan (استكان) >ایستكان، اوتدیـ:رotdi:r (میچرد) > اوتلاییر، بالییهbaliyə (به فرزند) > بالایا، یۇخلیییرyuxliyir (میخوابد) >یۇخلاییر.
ابدال أ > به ای ə>i : این نوع ابدال كمتر از سایر ابدالها مشاهده میشود. در بن واژه ها كمتر است و در پایان واژه هنگام افزوده شدن پسوند با همخوان (ی) بیشتر دیده میشود. در ابتدای واژه های دخیل رایجتر است. مانند: شیكیلşikil (شكل) >شكیل، ییهرyihər (افسار) >یهر، زینجیرzincir (زنجیر) >زنجیر، اینجیلincil (انجیر) >أنجیر، ایملاكimlak (املاك) >أملاك، شنبی şənbi (شنبه) >شنبه، شیننیخşinnix (شادی) >شنلیك.
ابدال أ > به ائـ ə>e : در بن واژه ها به این فرایند كمتر برمیخوریم. بیشتر در واژه هاییكه به واكه أ ختم شده هنگام افزودن پسوندی با همخوان (ی) مشاهد میشود. مانند: كئكلیكkeklik (كبك) >ككلیك، سئسses (صدا) >سس، ائیریeyri (كج) >أیری، ائكمك`ekmeķ (نان) >أكمك، ائكیزekiz (دوقلو) >أكیز، شئننیك`şenniķ (جشن) >شنلیك، دوشئكdöşek (تشك) >دوشك،
ابدال أ > به اﯚ ə>ü : این فرایند در گروه شرقی در بن واژه و در گروه غربی هنگام اضافه شدن پسوند با همخوان(ی) دیده میشود. در گروه شرقی قبل از همخوان لبی-دندانی (و) در اثر تاثیر همخوان میباشد. مثال: چـﯚپرçüpər (چیر) >چیر، كؤینـﯚكköynük (پیراهن) >كؤینك، كـﯚچـﯚیهküçüyə (به كوچه) > كـﯚچیه ، مؤحـﯚبّتmöhübbət (محبت) >مؤحبّت، دﯚوهdüvə (شتر) >دوه.
ابدال او > به اۇ o>u : این فرایند ویژه زبانهای گروه قپچاقی است و بهمین جهت در لهجه های ناحیه شمالی آذربایجان بیشتر دیده میشود. به صورت قلیل در نواحی لهجه های جنوبی اتفاق میفتد.مثال: گۇناقgunaq (مهمان) >قوناق، چۇبانçuban (چوپان) >چوبان، اۇرتاurta (میان) >اورتا، یۇلyul (راه) >یول، سۇغان suğan (پیاز) >سوغان، اۇتۇزutuz (سی) >اوتوز، پاپرۇسpaprus (سیگار) >پاپروس، بالخۇنbalxun (بالكن) >بالكون، واغۇنvağun (واگن) >واگون.
ابدال او > به ای o>ı : این فرایند ویژه كلمات دخیل است و تابعیت از هماهنگی واكه دارد.مثال: بیخچاbıxça (بچه) >بوخچا، پامادیرpamadır (گوجه فرنگی) >پامادور، تئلفینtelfın (تلفن) >تئلفون، تراختیرtraxtır (تراكتور) >تیراختور، پادنیسpadnıs (سینی) >پادنوس.
ابدال او > به اﯚ o>ü : این فرایند بسیار نادر است و تنها در چند واژه در لهجه زاگاتالا و قاخ مشاهده شده است. مثال: بـﯚغزbüğəz (گلو) >بوغاز، زﯚغلzüğəl (ذغال اخته) > زوغال، سـﯚراغsürağ (سراغ) >سوراغ.
ابدال او > به ائـ o>e : این فرایند نیز بسیار نادر است و تنها در چند واژه در لهجه زاگاتالا و قاخ مشاهده شده است. مثال:دئوشانdevşan (خرگوش) >دوشان، بوخئیboxey (بخار) >بوخۇر، اوخولئیoxoley (میخواند) >اوخویۇر.
ابدال اؤ > به اﯚ ö>ü : این فرایند در لهجه های شرقی و جنوبی تركی آذربایجانی مشاهده شده است.مثال: گـﯚگرچینgügərçin (كبوتر) >گؤگرچین، بـﯚلمه bülmə (بخش) >بؤلمه، اﯚرﯚمچكürümçəķ (عنكبوت) >هؤرﯚمچك، تـﯚكtük (بریز) >تؤك، اﯚردكürdək (اردك) >اؤردك، اﯚكـﯚرüküz (گاومیش) >اؤكـﯚز، سـﯚزsüz (كلمه) >سؤز.
ابدال اؤ > به اۇ ö>u : این فرایند تنها در چند واژه لهجه مغان و باكو قبل از همخوانهای (ن-ر) مشاهده شده است كه میتوانند باعث این فرایند شوند.مثال: نۇمراnumra (نمره) > نؤمره، خۇرئكxurek (غذا) >خؤرك، نۇخصان nuxsan (نقصان) >نؤقصان، جۇراغcurağ (ببینیم) >گؤرك.
ابدال واكه های بسته به واكه های باز:
ابدال ای> به آ ı>a : این فرایند در لهجه های تركی آذربایجانی كمتر مشاهده میشود. این نوع ابدال با توجه به همگونی آواها روی میدهد و واكه (آ) قبل و یا بعد از این واكه آنرا با خود همگون میكند. ابدال اغلب در انتهای واژه رخ میدهد. مثال: تاناtana (بشناس) >تانی، قازادیqazadı (او كند) >قازیدی، بۇخاراbuxara (بخاری) >بۇخاری ، قارغادالی qarğadalı (ذرت) >قارغیدالی، آشاغاaşağa (به پایین) >آشاغی، كاغاذkağaz (كاغذ) >كاغیز، شابالاتşabalat (شاه بلوط) >شابالیت، خارمانxarman (خرمن) >خیرمن.
ابدال ائـ > به أ e>ə : این فرایند اغلب قبل از همخوانهای (و- ی- ن- ل) مشاهده میشود. در بیشتر لهجه ها رخ میدهد ، لیكن خاص لهجه جنوبی است.مثال: سوگی səvgi (محبت)سئوگی، دییلdəyil (نیست) >دئییل، چشمهçəşmə (چشمه) >چئشمه، چویرمكçəvirmək (برگرداندن) >چئویرمك، ورvər (بده) >وئر، دأ:سنdə:sən (توگویی) > دئیه سن، گنgən (گشاد) >گئن، گنیشgəniş (فراخ) >گئنیش، أرمنیərməni (ارمنی) >ائرمنی.
ابدال ائـ > به آ e>a : این فرایند قبل از همخوانهای (ی- ن) در چند نمونه مشاهده شده است. زبانشناسان آنرا در نتیجه همگونی پسرو آوای هجای آخری میدانند. مثال: حایواhayva (به) >حئیوا، حایوانhayvan (حیوان) >حئیوان، عاییبayıb (عیب) > عئیب، گانیشganış (پهناور) >گئنیش، گانgan (پهن) >گئن.
ابدال ای> به أ i>ə : این فرایند تنها در چند واژه لهجه مغان و نخجوان دیده شده است. مثال: همشهhəməşə (همیشه) >همیشه، عننابənnab (عناب) >عیناب، نردفان nərdəfan(نردبان) >نردیوان، قبرسساننیقqəbrəssannıq (قبرستان) >قبیریستان.
ابدال اۇ> به او u>o : این فرایند خاص لهجه های گروه شرقی است و در سایر لهجه ها مشاهده نمیشود.مثال: بوغداboğda (گندم) >بۇغدا، اوتانماغotanmağ (خجالت كشیدن) >اۇتانماق، صوبونsobon (صابون) >صابۇن، اودغونماق odğunmaq (قورت دادن) >اۇدقۇنماق، پودرpodr (پودر) >پۇدر، اودۇزدۇم oduzdum (باختم) >اۇدۇزدۇم، اوخاریoxarı (به بالا) >یۇخاری، قمqom (شن) >قۇم.
ابدال اﯚ > به اؤ ü>ö : این فرایند بسیار كمتر از سایر فرایندها تنها در چند واژه در هجای نخست كلمه مشاهده شده است.مثال: اؤرك`örəķ (قلب) >اﯚرك، كؤبرهköbrə (كود) >كـﯚبره، مؤهـﯚمmöhüm (مهم) >مـﯚهـﯚم، اؤلكـﯚجölküc (لوازم آرایش) >اﯚلكـﯚج.
ابدال واكه های بسته به واكه های بسته:
ابدال ائـ> به ای e> i : این فرایند در گروه شرقی مشاهده شده و در سایر لهجه دیده نمیشود. مثال: ایلچیilçi (خواستگار) >ائلچی، میشهmişə (بیشه) >مئشه، جیرانciran (آهو) >جئیران، بیلیتbilit (بلیط) >بیلئت، میدالmidal (مدال) >مئدال، یینهyinə (دوباره) >یئنه.
ابدال ای> به ائـi>e : این فرایند تنها در كلمات دخیل رخ میدهد. مثال: بئیساوات beysavat (بیسواد) >بیساواد، فشگfeşəg (فشنگ) >فیشگ، حرصhers (حرص) >حیرص.
2- اضافه شدن واكه: اضافه شدن واكه فرایندی است كه تنها در لهجه ها رخ میدهد و در زبان معیار به آن برنمیخوریم. اضافه شدن واكه در لهجه های تركی آذربایجانی در ابتدا، میانه و انتهای واژه ها دیده میشود. در كلمات دخیل كه دو همخوان پی درپی قرار گیرند زبان تركی آذربایجانی برای هماهنگی آوا و راحتی گفتار واكه ای را بدان اضافه میكند.
اضافه شدن واكه در ابتدای واژه: اضافه شدن واكه در ابتدای واژه به دو شكل رخ میدهد:1- قبل از تركیب همخوانهای (ست – سك-سپ- شك- شق)؛ 2- قبل از همخوان های (ر-ل-ش) در كلمات دخیل.
اضافه شدن واكه ای (i): این فرایند تنها در كلمات دخیل رخ میدهد.مثال: ایستاژistaj (كارورزی) ، ایستیكانistəkan (استكان) ، ایستاراİstara (ستاره)، ایسكیلات iskılat (اسكلت) ،ایشكولادişkolad (شكلات) ایشقافişqaf (كمد)، ایشنبهişənbə (شنبه)، ایراحیمirahim (رحیم) ایرضاirza (رضا)، ایراضی irazi (راضی)، ایراحاتirahat (راحت)، ایرئیحانireyhan (ریحان)، ایرادیولiradiyol (رادیو)، ایرهبرirəhbər (رهبر)، ایلامپاilanpa (لامپ).
اضافه شدن واكه اۇ (u): این فرایند در برخی از لهجه ها در ابتدای واژه قبل از همخوان (ر- ل) رخ میدهد.مثال: اوروسurus (روس)، اوروحuruh (روح)، اوروزگارuruzgar (باد)،اوروقئیهUruqeyyə (رقیه).
اضافه شدن واكه ائـ (e): این فرایند كم و بیش در برخی لهجه ها دیده میشود، لیكن چندان فراگیر نیست. مثال: ائشقاب//ائشكاف//ائشگاف eşqab// eşkaf//eşgaf (كمد).
اضافه شدن واكه در میانه واژه: اضافه شدن واكه در میانه واژه عمدا در بین دو همخوان رخ میدهد. در این فرایند واژه های تك هجایی به دو هجایی تبدیل میشوند.
اضافه شدن واكه ای (i): در كلمات دخیل عربی، اروپایی و فارسی بین دو همخوان برای تلفظ راحت افزوده میشود. مثال: حریفhərif (حرف)، نبیض nəbiz (نبض)، قبیضqəbiz (قبض)، لیتیرlitir (لیتر)، مئتیرmetir (متر)، دریزdəriz (درز)، تیاتیرtiyatir (تئاتر)، پیلانpilan (پلان).
اضافه شدن واكه اۇ (u): این فرایند در كلمات دخیل و واژه های تركی آذربایجانی مشاهده میشود. مثال: قۇلۇفلۇquluflu (دسته دار)، قورخۇماقqorxumaq (ترسیدن)، دۇمۇرۇخdumurux (مشت) ، ظۇلۇمzulum (ظلم)، تۇرۇپturup (ترب)، قورخوماقqorxumaq (ترسیدن).
اضافه شدن واكه آ (a): واكه آ در میانه واژه بیشتر در لهجه كازاخ مشاهده شده است. مانند: خاراجxarac (خرج)، یانالادیyanaladı (دروغ بست)، تالاوار talavar (تلوار).
اضافه شدن واكه اﯚ (ü): اضافه شدن واكه او در میانه واژه هم در كلمات دخیل و هم در واژه های تركی آذربایجانی مشاهده میشود.مثال: اؤرﯚمـﯚجكörümücək (عنكبوت)، كـﯚرﯚكkürük (بالاپوش)، اؤتـﯚرﯚötürü (برای)، حؤكـﯚمhöküm (حكم)، زﯚمـﯚرﯚتzümürüt (زمرد).
اضافه شدن واكه ای (ı): این فرایند در بین واژه بسیار كم است و تنها در چند واژه دیده شده است. مثال:قیریخqırıx (چهل)، قالیخدیمqalxıdım (برخاستم)،
اضافه شدن واكه أ (ə): این فرایند در كلمات دخیل مشاهده میشود. مثال: شهرşəhər (شهر)، قهرqəhər (غضب)
اضافه شدن واكه در انتهای واژه: اضافه شدن واكه در انتهای واژه بسیار نادر است و در چند نمونه دیده شده است. مثال: همیhəmi (هم)، قدرهqədərə (قدر)، بئكاراbekara (بیكار).
3- حذف واكه ها: حذف واكه ها در لهجه های تركی آذربایجانی با پیوستن یك واژه به واژه دیگر و یا تغییر تكیه رخ میدهد. بطور كلی در سه حالت حذف واكه پیش میاید:1- در هجای بدون تكیه واژه ؛2- با تغییر تكیه از بن به پسوند ؛3- در نتیجه پیوستن كلمات بهم.
1- در كلمات دخیل در اغلب موارد واكه بسته بدون تكیه حذف میشود. مثال: خزنه xəznə (خزینه) >خزینه، خججهxəccə (خدیجه) > خدیجه، جرمهcərmə (جریمه) >جریمه، عرضهərzə (دادخواست) >عریضه، چرتكهçərtkə (ملخ) >چییرتكه، سلقهsəlqə (سلیقه) >سلیقه، پاپروزpapruz (سیگار) >پاپیروس.
2- با انتقال تكیه از بن به پسوند در صورتیكه واژه با همخوان انسدادی ختم شود و پسوند با واكه آغاز شود آخرین واكه بسته (ای- ای- او-او) حذف میشود. مثال: اوغلۇنoğlun (پسرش) >اوغۇلۇن، عؤمریömri (عمرش) >عؤمـﯚرﯚ، آلنی alnı (پیشانیش) >آلینی، تویغۇن toyğun (مرغش) >تویۇغۇن، ، گلنهgəlnə (به عروسش) >گلینه، قاینانا qaynana (مادرزن) >قایینانا، آغزیağzı (دهانش) >آغیزی.
2-1- با انتقال تكیه از بن به پسوند هنگامیكه واژه به واكه ختم شود و پسوند با واكه آغاز شود آخرین واكه بسته (i-ı-u) حذف میشود. مثال: ایكسیiksi (هردو) >ایكیسی، هامسیhamsı (همه اش) >هامیسی، سوقویسیsuquysı (چاه آب) > سوقویوسو، عمسیəmsi (عمویش) >عمیسی.
2-2- هنگامیكه واژه به واكه ختم شود و پسوند با همخوان (ی) آغاز شود آخرین واكه بن حذف میشود.مثال: قاییاqayya (به صخره) >قایایا، آیییayyı (خرس را) > آیییی، قۇییۇquyyu (چاه را) > قۇیۇیۇ، داییهdayyə (به داییش) >دایییا.
2-3- كلمات گئریgeriyə (به عقب)، ایره لیirəli (به پیش)، بریbəri (از)، یوخاریyuxarı (بالا)، تیشاریtışarı (به بیرون)، اوراora (آنجا)، بوراbura (اینجا)، هاراhara (كجا) وقتی پسوند مكانی، ازی(خروج) و سمت به آنها اضافه شود آخرین واكه آنها حذف میشود. مثال: گئریهgeryə (به عقب) >گئرییه، گئرده gerdə (عقب) >گئریده، گئردنgerdən (ازعقب) >گئریدن، اورداorda (آنجا) >اورادا، اوردانordan (ازآنجا) >اورادان، بۇریاburya (به اینجا) >بۇرایا، اوریاorya (به آنجا) >اورایا، هارداharda (در كجا) >هارادا، هاردان hardan (ازكجا) >هارادان، تیشقاریاtışqarya (به بیرون) >تیشارییا، تیشقارداtışqarda (در بیرون) >تیشاریدا، یۇخارداyuxarda (دربالا) >یۇخاریدا.
2-4- حذف واكه در افعال منتهی به همخوانهای (ل- ن- ر) در اول شخص مفرد و جمع زمان آینده مشاهده میشود.مثال: آللامallam (میخرم) >آلارام، گللمgəlləm (میایم) >گلرم، آپارریخaparrıx (میبریم) > آپاراریق، میننمminnəm (سوار خواهم شد) >مینرم، ایسسیننمissinnəm (گرم میشوم) >ایسینرم، ایسسیننیخ issinnıx (گرم میشویم) >ایسینریك.
3- حذف واكه هنگام بهم پیوستن واژه ها برای ساخت واژه مركب به سه شكل انجام میشود.
1- هنگامیكه واژه اول مختوم به واكه و واژه دوم با همخوان باشد. كه آخرین واكه واژه نخست حذف میشود. مثال: عمدوستۇəmdostu (دوست عمو) >عمیدوستۇ، بیبقیزیbibqızı (دختر خاله) > بیبی قیزی، علممد Əlməmməd (اسم) >علی محمد، حاجبوباhacboba (اسم) >حاجی بابا، قاپباجاqapbaca (در وپنجره) >قاپی باجا، قاپپنجرهqappəncərə (دروپنجره) >قاپی پنجره، سۇتلاش sutlaş (آش شیر) >سۇوتلۇآش.
از تركیب افعال ائله مك (انجام دادن)، اولماق(شدن)و ائتمك(انجام دادن) با ضمایر سئوالی ، واكه آخر ضمیر سئوالی حذف میشود. مثال: نئـ:لدین//نئله دﯚن// نئیلئدﯚن ne:lədin//nelədün//neyledün (چه كردی) > نه ائله دین، نو:لارno:lar (چه میشود) >نه اولار، نولۇفnoluf (چه شده است) >نه اولۇب، نئجولدی necoldi (چطور شد) >نئجه اولدۇ.
2- هنگامیكه واژه اول مختوم به همخوان است و واژه دوم با واكه شروع میشود واكه نخست واژه دوم حذف میشود. این فرایند نسبت به فرایند نخست فراگیرتر است. مثال: بیركیbirki (یكی دوتا) >بیرایكی، بیركیـﯚنbirkiün (یكی دوروز) >بیر ایكی گـﯚن، منچـﯚنmənçün (برایمن) >منیم اﯚچـﯚن، سنچـﯚنsənçün (بخاطرتو) > سنین اﯚچـﯚن، اؤزﯚمچـﯚن özümçün (برای خودم) >اؤزﯚم اﯚچـﯚن، كیمسهkimsə (هیچ كس) > كیم ایسه، خمرآشیxəmaşı (نوعی آش) >خمیرآشی.
3- هنگامیكه واژه اول مختوم به واكه و واژه دوم نیز با واكه آغاز شود ، یك واكه حذف میشود. مثال: ایسسوتissot (زردچوبه) >ایستی اوت، قالالتیqalaltı (زیر قلعه) > قالا آلتی.
4- هماهنگی آواها: هماهنگی آواها در واژه ها خصوصا هماهنگی واكه ها از قوانین ضروری و اساسی زبانهای تركی است. برخی از زبانشناسان قانون هماهنگی آواها را قانون آهنین مینامند[3]. به علت وجودی قانون هماهنگی آواها پسوندهای دستوری یا دو و یا چهار نوع هستند. یعنی یا تابع هماهنگی لبی یا غیر لبی هستند. در زبان معیار قانون هماهنگی واكه ها طبق جدول زیر انجام میگیرد.

واكه

توالی هماهنگی واكه ها

اگر واكه آ (a) باشد

اگر واكه ای(ı) باشد

اگر واكه او(o) باشد

اگر واكه اۇ(u) باشد

اگر واكه ائـ (e)باشد

اگر واكه أ (ə) باشد

اگر واكه ای(i) باشد

اگر واكه اؤ (ö)باشد

اگر واكه اﯚ (ü)باشد

بعد از آن آ (a) یا ای (ı) میاید. مثل آت،آتا،آتی،باش،باشا،باشی.

بعد از آن ای (ı) یا آ (a) میاید.مثل:

بعد از آن او (o) یا او  (u) میاید.مثل:

بعد از آن او (o) یا او (u) میاید.مثل:

بعد از آن ائـ أ ای (e-ə-i) میاید.مثل:

بعد از آن أ-ای (ə-i) میاید.مثل:

بعد از آن أ-ای (ə-i) میاید.مثل:

بعد از آن اؤ (ö) یا او (ü) میاید.مثل:

بعد از آن او (o) یا او (u) میاید.مثل:

هماهنگی آواها در زبان معیار بسیار اهمیت دارد و رعایت آن ساختاری است ، لیكن لهجه های تركی آذربایجانی چندان مقید به رعایت این هماهنگی نمیشوند. البته عدم رعایت هماهنگی آواها در تمام لهجه ها یكسان نمیباشد. لهجه های زبان تركی آذربایجانی را بانوجه به رعایت هماهنگی آواها به سه گروه تقسیم میكنند:
1- لهجه هایی كه اصلا هماهنگی آواها را رعایت نمیكنند مانند لهجه تبریز، اردوباد، باكو، جلفا، لنكران، قوبا، شكی، زاگاتالا و قاخ. در این لهجه ها هماهنگی بیشتر در افزودن پسوند مشاهده میشود. اگرچه در بن واژه نیز هماهنگی واكه كم رعایت میشود. در این لهجه ها بعد از واكه های پیشین (i-e-ü-ə-ö) واكه های پسین (a-ı-o-u) افزوده میشود. مثال: گیداخgidax (برویم)، بئشلیخbeşlıx (پنج تومنی)،گلدیخداgəldıxda (هنگام آمدن)، دئدیخdedıx (گفتیم). در برخی از این نوع لهجه ها در پی واكه های پسین پسوندهایی با واكه های پیشین می آیند.
2- لهجه هاییكه هاهنگی واكه ها در آنها رعایت میشود و به زبان معیار نزدیكتر هستند. لهجه های قره باغ، قره داغ ، كازاخ و گنجه از این گروه هستند. در این لهجه ها هماهنگی واكه های لبی نسبت به زبان معیار فعالتر است. در حالیكه در زبان معیار پسوندها كامی دو دسته هستند. در این لهجه ها با اضافه شدن پسوندهای لبی و غیرلبی اینگونه پسوندها به چهار گروه تقسیم میشوند. یك حالت استثنا كه در زبان معیار وجود دارد و آن شروع واژه با واكه ای (i) است در این لهجه ها با واكه ای (ı) گفته میشود كه درستر است. مثل: ایشیخ (ışıx)،ایلخی(ılxı)،ایلدیریم (ıldırım).
3- لهجه هاییكه در برخی موارد هماهنگی واكه ها را رعایت نمیكنند. این لهجه ها بین دو گروه قبلی قرار میگیرند. مانند لهجه های نخجوان و شماخی ، مغان و مراغه.
عدم هماهنگی واكه های كامی: در لهجه های تركی آذربایجانی همانند زبان معیار هماهنگی واكه های كامی نسبت به واكه های لبی بیشتر و مستحكمتر است. در زبان معیار باید بعد از واكه آ (a) واكه آ(a) و ای(ı) بیاید. بعد از واكه ای(ı) باید واكه ای(ı) و آ(a) بیآید. بعد از واكه أ(ə) باید واكه های أ (ə) و ای(i) بیآید. بعد از واكه ائـ (e) باید واكه های أ(ə)، ائـ(e)، ای(i) بیآیند و نهایت بعد از واكه ای(i) باید واكه های ای(i) یا أ (ə) بیآیند. از نظر روند لهجه شناسی تاریخی نیز مشاهده میكنیم كه عدم هماهنگی واكه های كامی در متون و آثار گذشته بطور بارزی خودنمایی میكند. عدم هماهنگی واكه های كامی در لهجه های تركی آذربایجانی به شكل زیر مشاهده میشود:
1- بعد از واكه آ (a) و ای(ı) واكه اۇ(u) می آید. مانند: باشۇنbaşun (سرت) >باشین، ساچۇنsaçun (مویت) >ساچین، اۇشاغدۇنuşaqdun (بچه بودی) >اوشاغدین، آدامۇغadamuğ (آدم هستیم) >آدامیق، بۇلارۇنbularun (اینها) >بۇلارین، هامیسینۇنhamısınun (همه اشان) >هامیسینین، آغیمتۇر ağımtur (سفیدی) >آغیمتیل، یازدۇنyazdun (نوشتی) >یازدین، تاپسۇن tapsun (بگذار پیدا كند) >تاپسین، چیخمادۇنçıxmadun (بیرون نرفتی) >چیخمادین، قالیرۇغqalıruğ (میمانیم) >قالیریق.
2- بعد از واكه آ (a) و ای(ı) واكه او(o) می آید. مانند: آتونaton (پدرت) >آتان، قیدیخلاسونqıdıxlason (اگر قلقلك بدهی) >قیدیخلاسان، ساتسوخ satsox (اگر بفروشیم) >ساتساق، یاتسوزyatsoz (اگر بخوابید) >یاتسانیز، ییغسونyığson (اگر جمع كنید) >ییغسان، آنونanon (مادرت) >آنان، آلماسوخ almasox (اگر نخریم) >آلماساق، آلسوخ//آلسوغ alsoğ//alsox (اگر بخرید) >آلساق، گلسوخ(اگر بیاییم) >گلسك.
3- بعد از واكه أ (ə) و ای(ı) واكه اﯚ(ü) می آید. مانند:عمﯚنəmün (عمویت) >عمین، ایشـﯚنişün (كارت) >ایشین، سنـﯚنsənün (مال تو) >سنین، سیلدﯚن sildün (پاك كردی) >سیلدین، ایشچیسـﯚزişçisüz (كارگرهستید) >ایشچیسینیز ، وئرسـﯚنversün (بدهد) >وئرسین، ایتیردﯚگitirdüg (گم كردیم) >ایتیردیك، دؤشه دﯚزdöşədüz (پهن كردید) >دؤشه دینیز، أكیرسـﯚزəkirsüz (میكارید) > أكیرسینیز، سررﯚكsərərük (پهن میكنیم) >سرریك، دررسـﯚزdərərsüz (شما میچینید) >دررسزنیز.
4- بعد از واكه أ (ə) و ای(ı) واكه اؤ(ö) می آید. مانند: ننؤنnənön (مادرت) >ننن، گیرسؤنgirsön (اگر واردشوی)گیرسن، گلسؤگgəlsög (اگر بیاییم) >گلسك، دینسؤزdinsöz (اگربگویید) >دینسنیز، سیلسؤنsilsön (اگرپاك كنی) >سیلسنیز، ایچسؤكiçsön (اگر بنوشیم) >ایچسك، ددؤنdədön (پدرت) >ددن، سپسؤزsəpsöz (اگر بپاچید) >سپسنیز.
5- بعد از واكه ائـ (e) واكه اؤ(ü) می آید. مانند: یئرﯚنyerün (جایت) >یئرین، مئیلـﯚنmeylün (میلت) >مئیلین، وئرسـﯚنversün (بدهد) >وئرسین، دئدﯚن dedün (گفتی) >دئدین، گئتدﯚگgetdüg (رفتیم) >گئتدیك، سئچدﯚزseçdüz (انتخاب كردید) >سئچدینیز، سئلـﯚنselün (پاك كنی) >سئلین، بئلـﯚنbelün (كمرت) >بئلین.
6- بعد از واكه ائـ (e) واكه اؤ(ö) می آید. مانند: گئتسونgetsön (اگر بروی) >گئتسن، گئیسوگgeysög (اگر بپوشیم) >گئیسك، دئسوزdesöz (اگر بگویی) >دئسنیز، دئدونdedön (تو گفتی) >دئدین.
عدم هماهنگی واكه های لبی: هماهنگی واكه های لبی در مقایسه با هماهنگی واكه های كامی در لهجه های تركی آذربایجانی چندان مستحكم نمیباشد. در زبان معیار باید بعد از واكه آ (o) واكه او(o) و ای(u) بیاید. بعد از واكه او(u) باید واكه او(o) و او(u) بیآید. بعد از واكه اؤ(ö) باید واكه های اؤ (ö) و او(ü) بیآید. بعد از واكه او(ü) باید واكه های اؤأ(ö)، او(ü)، بیآیند. عدم هماهنگی واكه های لبی در لهجه های تركی آذربایجانی به اشكال زیر مشاهده میشود:
1- بعد از واكه او(u) واكه ای(ı) می آید. مانند: قۇریqurı (خشك) >قۇرۇ، قۇملیقqumllıq (شنزار) >قۇملۇق، قۇللیقqullıq (خدمت) >قۇللۇق، بۇرین burın (دماغ) >بۇرۇن، پۇلسیزpulsız (بی پول) >پۇلسۇز، وۇردیمvurdım (زدم) >وۇردۇم، دۇریرdurır (می ایستد) >دۇرۇر، تۇتدیtutdı (گرفت)> تۇتدۇ.
2- بعد از واكه اﯚ(ü) واكه ای(i) می آید. مانند: تـﯚسدیtüsdi (دود) >تـﯚسدﯚ، اﯚتیüti (اتو) >اﯚتـﯚ، اﯚززیüzzi (صورتش) >اﯚززﯚ، دﯚشدیdüşdi (افتاد) >دﯚشدﯚ، سـﯚردیsürdi (راند) >سـﯚردﯚ، اﯚزﯚمیزیüzümüzi (انگورمان را) >اﯚزﯚموزﯚ، گـﯚنیgüni (روز را) >گـﯚنـﯚ، سـﯚتدیsütdi (مالید) >سـﯚتدﯚ، دﯚشیرdüşir (می افتد) > دﯚشـﯚر، تـﯚوكیtüki (مویش را) > تـﯚكـﯚ.
3- بعد از واكه او(o) واكه ای(ı) می آید. مانند: اولسینolsın (باشد) >اولسۇن، بویینboyın (گردن) >بویۇن، اوغلیمoğlım (پسرم) >اوغلۇم، اولدیoldı (شد) >اولدۇ ، سولیرsolır (خاموش میشود) >سولۇر ، قولیمqolım (دستم) > قولۇم، یوریلدیمyorıldım (خسته شدم) >یورۇلدۇم، دولیبdolıb (پرشد) > دولۇب، كورریخ korrıx (ناراحتی) >كوررۇق، یوخدیyoxdı (نیست) > یوخدۇ.
4- بعد از واكه اؤ(ö) واكه ای(i) می آید. مانند: چؤللیçölli (بیابانی) >چؤللـﯚ، اؤزیمیزözimiz (خودمان) >اؤزﯚمـﯚز، دؤنیبdönib (بازگشته) >دؤنـﯚب، تؤكمیرtökmir (نمی ریزد) >تؤكمـﯚر، گؤزیم gözim (چشمم) >گؤزﯚم، گؤردی gördi (دید) >گؤردﯚ، سؤیدیsöydi (توهین كرد) >سؤیدﯚ.
موارد وقوع عدم هماهنگی واكه ها: موارد ساختاری كه واكه ها در آن دچار عدم هماهنگی میشوند را میتوان به دو دسته تقسیم كرد. دسته اول عدم هماهنگی در بن واژه ها كه كمیت آن كمتر و تنها در حالت حذف برخی از همخوانها یا تاثیر برخی همخوانها بوقوع مییابد. دسته دوم عدم هماهنگی واكه هنگام اضافه كردن پسوند به بن كلمه واقع میشود.
1- وقوع عدم هماهنگی در بن واژه یا به علت حذف همخوان (و) یا تاثیر همخوان (ی-ش-ل-ق-ر) رخ میدهد. مثال: قئیماقqeymaq (خامه) >قایماق، قئیتان qeytan (كش) >قایتان، درمانdəman (آسیاب) >دییرمان، یۇومری yumuri (گرد) > یۇمرۇ، آلتمیشaltmiş (شصت) > آلتمیش، قارهqarə (سیاه) >قارا، بیزویbizoy (گوساله) >بیزوو، قوزیquzi (گوسفند) >قۇزۇ، أیاغəyağ (پا) >آیاق .
2- هنگام افزودن پسوند –چی (çi) كه پسوند واژه ساز است. مانند: چایچیçayçi (چای فروش) > چایچی ، قاپیچیqapıçi (دربان) >قاپیچی ، اودونچی odunçi (هیزم فروش) اودونچو.
3- هنگام افزودن پسوند –لی (li) كه پسوند واژه ساز است. مانند: دوزدیduzdi (بانمك) >دوزلو، داددیdaddi (خوشمزه) >دادلی، داشدی daşdi (سنگلاخ) >داشلی، آتدیatdi (سواره) >آتلی.
4- اسامی مختوم به واكه آ (a) و ای (ı) در حالت مفعولی (حالت سمت) در اثر تاثیر همخوان (ی) قانون هماهنگی رعایت نمی گردد.مانند: قاپییهqapıyə (به طرف در) >قاپییا، بالییهbalıyə (به فرزند) >بالایا، اوكۇزهokuzə (به گوساله) >اؤگـﯚزه، اوچییهoçiyə (به شكارچی) >اووچویا، اونهonə (به او) >اونا، قویۇنهqoyunə (به گوسفند) >قویۇنا.
5- هنگام افزودن پسوند مفعول بیواسطه هماهنگی واكه رعایت نمیشود. مانند: بوبانی bobani (پدرت را) >بابانی، آلمانیalmani (سیب را) >آلمانی، اونی oni (اورا) >اونو، اوجاغیocaği (اجاق را) > اوجاغی.
6- هنگام افزودن پسوند مفعول بیواسطه (در حالت مكانی و حالت ازی) آغاجده// آغاژده ağacdə//ağajdə (در درخت) >آغاجدا، آغاجدن//آغاژدن ağajdən// ağacdən (از درخت) >آغاجدان.
7- هنگام افزودن پسوند مالكیت و منسوبیت در اول شخص ، دوم شخص و سوم شخص و هنگامیكه همین واژه ها در حالت مفعول بیواسطه بكار روند هماهنگی واكه رعایت نمیشود. مانند: باشیbaşi (سرش) > باشی، جوراوینcoravin (جورابش) >جورابیم، آتاسیatasi (پدرش) >آتاسی، ألییəlıı: (دستت ) >ألینی، ددووdədoo: (پدرت را) >ددنی، یئرووyeroo: (جایت) >یئرینی.
8- هنگام افزودن پسوند خبری(بودن) هماهنگی رعایت نمیشود. مانند: بۇردییم burdiyəm (اینجا هستم) >بۇردایام، ماراغالییقmarağaliyiq (اهل مراغه هستیم) >ماراغالییك ، اوتاغدئیدیم otağdeydim (در اتاق بودم) >اوتاغدایدیم، تكۇغ təkuğ (تنها هستیم) >تكیك .
9- در هنگام افزودن پسوند اعداد ترتیب هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: آلتیمجی altımci (ششمی) >آلتیمجی، اونۇنجیonunci (دهمی)> اونۇنجۇ، اوتۇزۇمجی otuzunci (سیومی) >اوتۇزۇمجۇ، قیرخیمجی qırxımci (چهلمی) >قیرخیمجی.
10-در مصادر افعال. مانند: یئماق yemaq (خوردن) >یئمك، تیكماغ//تیكماخ tikmağ//tikmax (دوختن) >تیكمك، گئتماخ getmax (رفتن) > گئتمك، سپماخ// سپماغ səpmağ//səpmax (پاچیدن) >سپمك.
11- در حالت آرزو و امر اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع هماهنگی رعایت نمیشود. مانند: اوینیییمoyniyim (بازی كنم) >اویناییم، اوینییاق oyniyaq (بازی كنیم) >اوینایاق، اویناگیننoynaginən (بازی كن) >اویناگینان (اوینا)، آلاژییمalajiyəm (میخرم) >آلاجاغام، دییاخdiyax (بگوییم) >دئیك، یازئیدی yazeydi (می نوشت) >یازایدی.
12- در حالت زمان ماضی نقلی اول شخص و دوم شخص مفرد و جمع و سوم شخص مفرد هماهنگی واكه ها رعایت نمیشود. مانند: باشدیبbaşdib (شروع كرده است) >باشلاییب، ساخلامیشان saxlamişan (نگه داشته ای) >ساخلامیشسان، آلمیشیك almişik (گرفته ایم) >آلمیشیق، دئمیشوخ demişux (گفته ایم) >دئمیشیك، دئمیسیزdemisız (گفته اید) >دئمیشسینیز ، اوخیمامیشوگ oxımamışüg (نخونده ایم) >اوخۇمامیشیق.
13- در اول شخص و دوم شخص جمع و سوم شخص مفرد گذشته ساده هماهنگی واكه رعایت نمیشود. مانند: دئدۇزdeduz (گفتید) >دئدینیز ، یئدۇخyedux (خوردیم) >یئدیك، گلدۇوخ//گلدوغ gəldux//gəlduğ (آمدیم) >گلدیك ، گلمدیخ gəlmədıx (نیامدیم) >گلمدیك، دئمدیخdemədıx (نگفتیم) >دئمدیك.
14- در زمان حال ساده اول شخص،دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع مانند: اوخییرoxiyir (میخواند) >اوخۇیۇر، اوینیرoynir (بازی میكند) >اویناییر، دیۇرۇخ deyurux (میگوییم) >دئییریك ، دئمیسیزdemisız (نمیگویید) > دئمییرسینیز.
15- در زمان آینده قطعی در تمامی صیغه ها هماهنگی واكه ها رعایت نمیشود.مانند: گئدجاغامgedacağam (خواهم رفت) >گئدجیم، آلاجئكalacek (خواهد خرید) >آلاجاق، دییاجاخdiyacax (خواهدگفت) >دئیه جك، اولجیخolcix (خواهیم بود) >اولاجاییق.
16- در زمان آینده غیرمعین در اول شخص مفرد در افعال مختوم به همخوان و در تمام صیغه ها در افعال مختوم به واكه هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: اوینییرمoynıyırəm (بازی میكنم) >اویناییرام، گللیخgəllıx (می آییم) >گللیك، بۇردییمburdıyəm (اینجا هستم) >بۇردایام، اوینییرۇق oyniyəruq (بازی میكنیم) >اوینایاریق .
17- در زمان ماضی بعید و ماضی ناتمام در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع و سوم شخص مفرد و جمع هماهنگی واكه ها رعایت نمیشود.مانند: گلیردیخgəlirdıx (می آمدیم) >گلیردیك، گلمیشدیخgəlmişdıx (آمده بودیم) >گلمیشدیك، گیتمیشدوخgitmişdux (رفته بودیم) >گئتمیشدیك، آلمیشدی almışdi (گرفته بود) >آلمیشدی.
18- در صیغه اول شخص ، دوم شخص و سوم شخص مفرد و جمع زمان گذشته در آینده معین مانند: آلاجئگدونalacegdün (میخریدی) >آلاجاقدین، آلاجئگدیم alacegdim (میخریدم) >آلاجاقدیم، گیدجاغدیمgidəcağdım (میرفتم) > گئدجكدیم، ساخلییاجئیدیمsaxlıyaceydim (نگه میداشتم) ساخلییاجئیدینsaxlıyaceydin (نگه میداشت)، ساخلییاجئیدی saxlıyaceydi (نگه میداشت) ساخلییاجئیدیخsaxlıyaceydıx (نگه میداشتیم) ساخلییاجئیدینیز saxlıyaceydınız (نگه میداشتید)، ساخلییاجئیدیلر saxlıyaceydılar .
19- در صیغه اول شخص ، دوم شخص جمع و سوم شخص مفرد زمان گذشته در آینده غیرمعین و در كلیه صیغه های افعال منتهی به واكه مانند: تـﯚكردۇغtükərduğ (میریختیم) >تـﯚكردیك، گلردۇخ//گلردیخ gələdux// gələrdıx (می آمدیم) >گلردیك، یازاردیyazardi (مینوشت) >یازاردی، آلمازدیalmazdi (نمیخرید) >آلمازدی، باشدییردون başdiyərdun (شروع میكردی)باشلییاردین، ساخلییردیم saxliyərdim ، ساخلییردین saxliyərdin ، ساخلییردیsaxliyərdi ، ساخلییردیكsaxliyərdik ، ساخلییردیییز saxliyərdiniz ، ساخلییردیلر saxliyərdilər (نگه میداشت).
20- در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع افعال در وجه آرزو كه مفهوم آینده درآن باشد و در افعالی كه به واكه ختم شوند و یا در شكل منفی هماهنگی رعایت نمیشود. مانند: دیاخdiyax (بگویم) >دئیك، گلاخgəlax (بیاییم) >گلك، آلمییاخalmiyax (نخریم) >آلمایاق، اوخۇمییللرoxumiyəllər (نخوانند) > اوخۇمایالار، باشدییئكbaşdiyək (شروع بكنیم) >باشلایاق.
21- افعال در وجه آرزو اگرچه فعل به گذشته مربوط شود در تمام صیغه ها هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: آلئیدیخaleydix (میگرفتیم) >آلاردیق، آلئیدینaleydin (میخریدی) >آلاردین، آلئیدینیزaleydiniz (میخریدید) > آلاردینیز.
22- افعال در وجه التزامی اگر عمل به آینده مربوط شود در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: گلسییخ gələsıyıx (باید بیاییم) >گله سییك، گلسیسینیزgələsisınız (باید بیایید) >گلسیسنیز،دییه سییخ deyəsiyıx (باید بگوییم) >دییه سییك.
23- افعال در وجه وجوب(واجب) اگر عمل فعل به آینده یا گذشته مربوط شود در تمام صیغه ها هماهنگی رعایت نمیشود.مانند: یازمالییمyazmaliyəm (باید بنویسم) >یازمالییام، دیمه لییخdiməliyıx (باید بگوییم) > دئمه لییك، اوخۇمالییدینیزoxumaliydiniz (باید میخواندید) >اوخۇمالییدینیز، یازمالیدۇز yazmaliduz (باید مینوشتید) >یازمالیدینیز، یازمالییدیyazmalidi (باید مینوشت) >یازمالیدی.
24- افعال در وجه شرطی اگر عمل فعل به آینده مربوط شود در صیغه اول شخص و دوم شخص جمع و در صورتیكه عمل به گذشته مربوط شود در كلیه صیغه ها هماهنگی واكه ها رعایت نمیشود. مانند: یئساخyesax (اگر بخوریم) >یئسك، دیساخdisax (اگر بگوییم) >دئسك، قالسئیدیqalseydı (اگر میماند) > قالسایدی، آلسئیدینalseydın (اگر میخریدی) >آلسایدین.
25- در وجه توانایی افعال در حالت منفی و در زمانهای ماضی نقلی و ماضی ساده و زمان حال ساده و مضارع معین و غیرمعین در كلیه صیغه های مفرد و جمع هماهنگی واكه رعایت نمیشود.مانند: آلممدیaləmmədi (نتوانست بخرد) >آلا بیلمدی، یازئلمیرyazelmir (نمیتواند بنویسد) >یازابیلمیر، گللمدیgələlmədı (نتوانست بیاید) >گله بیلمدی.
26- در اسم فعلی. مانند: یازیyazi (نوشته) >یازی، قورخیqorxi (ترس) >قورخۇو، چالغیçalği (نواختن) >چالغی.
27- در صفات فعلی. مانند: اوخۇمالیoxumali (خواندنی) >اوخۇمالی، آغریینağriyən (درددار) >آغرییان، اوخۇینoxuyən (خواننده) >اوخۇیان، گلجاخgələcax (آینده) >گلجك، آتیجیatıci (پرتاب كننده) >آلیجی.
28- در قیود فعلی. مانند: اوخۇیندهoxuyəndə (ضمن خواندن) >اوخۇیاندا، اوخۇینن سوراoxuyənən sora (پس از خواندن) >اوخۇیاندان سونرا، آلانیalani (پس از خرید) >آلانی، اوخۇییبoxuyib (پس از خواندن) > اوخۇیوب، قۇرۇبانیqurubani (پس از نصب) >قۇرۇبانی، گئتدیخجا getdıxca (رفته-رفته) >گئتدیكجه، یئدیخداyedıxda (پس از خوردن) > یئدیكجه.
هماهنگی واكه ها در زبان تركی آذربایجانی نسبت به سایر زبانهای تركی مستحكمتر است.


[1] . spontaneous changes

[2] . combinatory changes

[3] .M.İ.Adilov,Z.N.Verdiyeva,F.M.Ağayeva, İzahli dilçilik terminləri,Maarif, Bakı, 1989,s.30

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *