هنوز هم…
مرتضی مجدفر

ترجمة شعری از شاعر توانمند «حسن ایلدیریم» به فارسی با توضیحی کوتاه

قرار داده شدن شعر بسیار تأثیرگذار شاعر معاصر و توانمندمان حسن ایلدیریم با عنوان «هله دیرکی…» در سایت ایشیق، خاطراتم را زنده کرد. سال‌های 84 و 85 در صفحة آخر روزنامة همشهری و صفحة شعر دوچرخه (ضمیمة کودکان و نوجوانان همین روزنامه)، ستون ثابت ترجمة شعر داشتم. در این دو ستون، بسیاری از شعرهایی که بعدها در کتاب «ماهنی‌های عاشقانه» آن‌ها را آوردم، درج شد. هم‌چنین ترجمه‌هایی از اشعار شاعران ترک‌زبان ایران، ترکیه، جمهوری آذربایجان، یوگسلاوی و… در این دو ستون منتشر شد که ترجمة همین شعر دوست خوبم حسن ایلدیریم به فارسی هم، یکی از آن‌ها بود. با احترام به شاعر تأثیرگذارمان و آرزوی خلق آثار ماندگارتر برای همة پیشکسوتان شعر و ادب ترکی آذربایجانی، این ترجمه را به خوانندگان ایشیق هم تقدیم می‌کنم.

هنوز هم…

تو

با کدامین چشم به من نگاه کردی

که

این‌چنین افسون شدم؟

تو

با کدامین چشم مرا به آتش کشیدی

که

 این‌گونه بدون دود سوختم؟

بادها وزید

سال‌ها سپری شد

آتش‌ها خاموش

و افسون‌زده‌ها بیدار شدند

ولی من هنوز

افسون‌شده و سوزان

              مانده‌ام!